محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
از آنها بگيرد و انفعالى در آنها ايجاد كند كه شخصيت آنها را تنها منفعل ( پذيرا ) « نه خلاق » تربيت كند و نيز مطلب نهايى ما در موسيقى اين است كه اين زندگانى محدود را كه مىتواند با عالىترين فعاليتهاى مادى و روحى اشباع شود ، نبايستى در لهوى كه شبحى از آرزوهاى شكست خورده يا حماسه و تحريكات هوايى در عين حال لذت بخش است سپرى كرد ، اما تعيين مصداق به عهدهء مردم آگاه است . ( ( 1925 ) ) نغمه هاى اندرون اوليا اولًا گويد كه اى اجزاء لا ( ( 1926 ) ) هين ز لاى نفى سرها بر زنيد وين خيال و وهم يك سو افكنيد نغمه هاى درونى اولياء جويندگان حقيقت فوق ارزش است اينكه انسان هر اندازه در راه تكامل روحى پيشتر برود فعاليتها و نمونه هاى خوشايند و واقعى درون او افزايش مىيابد ، اصل بسيار صحيحى است . اگر چه در دنيا اكثريت مردم از حدود نفس تجاوز نمىكنند و در همان دهليز حيات سطحى بار اقامت مىافكنند و از همان دهليز نيز رو به فنا مىروند . ولى عدهء فراوانى هم پيدا مىشوند كه حقيقتاً مطربانشان در درون دف مىزنند بحرها در شورشان كف مىزنند همين جهان هستى « با همين نمودهاى خشن و غير قابل انعطافش » در درون انسانى كه روحش اعتلا يافته ، قدرت تجريد و سازندگى او به اوج كمال رسيده است ، مىتواند در عين خاموشى طبيعت و در عين سركشى انسانهاى ديگر ترانه هاى زيبايى را احساس نمايد و اين كه مىگويند : تو مو مىبينى و من پيچش مو تو ابرو من اشارتهاى ابرو براى او قابل درك مىگردد و از آن جهت كه اين جوش و خروش درونى از اين